تبلیغات
دنیای دیوانه ی دیوانه - مطالب بتبال

آنتونینی بازنشسته شد

1395/09/3 16:00نویسنده : Agostino Di Bartolomei

ارسال شده در: بتبال ،
 

باشگاه پراتو اعلام کرده که لوکا آنتونینی بازنشسته شده است.

آنتونینی 34 ساله در دو دوره برای میلان بازی کرد و در 81 مسابقه با پیراهن روسونری به میدان رفت، از 2008 تا 2013.

او با میلان به قهرمانی سری آ و سوپر کاپ ایتالیا رسید، اما از آن زمان دوران بازی اش پر فراز و نشیب بود.

طی سه فصل و نیم، فوتبالیست میلانی برای جنوا، آسکولی و لیورنو بازی کرد و سپس به پراتو رفت، همان جایی که کارش به عنوان فوتبالیست حرفه ای را آغاز کرده بود.

امروز پراتو، که در لگا پرو شرکت می کند، اعلام کرد که آنتونینی بازنشسته شده است.

آنتونینی بازوبند کاپیتانی پراتو را در اختیار داشت و حالا با آکادمی باشگاه همکاری می کند.

 


آخرین ویرایش: 1395/09/3 16:01

 

جی جی به رکورد کاسیاس رسید

1395/08/26 17:18نویسنده : Agostino Di Bartolomei

ارسال شده در: بتبال ،
 

دیشب ایتالیا در سن سیرو پذیرای تیم ملی آلمان بود.

دیدار دوستانه دو تیم با تساوی بدون گل به پایان رسید و البته ایتالیا فاصله چندانی تا کسب پیروزی نداشت.

مسابقه دیشب فرصتی هم بود تا جیان لوئیجی بوفون سنگربان تیم ملی ایتالیا به رکورد جدیدی برسد.

بوفون 38 ساله تعداد بازیهای ملی اش را به 167 رساند و توانست به رکورد ایکر کاسیاس سنگربان سابق تیم ملی اسپانیا برسد.

کاپیتان آتزوری بازی خوبی انجام داد و در ابتدای نیمه دوم جایش را به جیان لوئیجی دوناروما گلر 17 ساله داد.

یک نکته جالب این است که بوفون اولین بازی اش برای تیم ملی ایتالیا در 1997 انجام داد، یعنی پیش از اینکه دوناروما متولد شود!

 


آخرین ویرایش: 1395/08/26 17:20

 

اقتصاد مقاومتی؟ موسیقی مقاومتی چطور؟

1395/08/2 00:28نویسنده : Agostino Di Bartolomei

ارسال شده در: بتبال ، مسکن نه مسکن! ،
 

در ساعات پایانی شنبه، خاک های روی کنترل تلویزیون رو با فوتی عمیق فراری داده و دکمه ای که روی آن شماره 3 حک شده رو فشار دادم. تمامی این فعالیت ها در راستای تماشای بازی فوتبال بین میلان و یوونتوس بود.

لحظاتی بعد متوجه شدم که خبری از فوتبال نیست و بجای اون برنامه ای پخش شد به نام «منطقه آزاد» - به نظرم اسمش همین بود.

زیاده گویی نمی کنم، برنامه در مورد اقتصاد مقاومتی بود و از این جور حرفهایی که ما نمی فهمیم. همه در مورد کالای داخلی و خارجی حرف میزدن، حمایت از تولید داخلی، مقاومت داخلی، شعار میدادن بعضی ها...اصلا نمیشه توصیف کرد.

من که نمی تونم در مورد اقتصاد حرفی بزنم – بماند که یک دانشجویی گفت که مردم بیان نظراتشون رو بیان کنن!!! – ولی در مورد برنامه یک نظری میدم.

یعنی اگر این آقای سازنده برنامه رو ببینم ازش یک سوال می پرسم. میگم: شما که برنامه ات در مورد اقتصاد مقاومتی و حمایت از تولیدات داخلی هست، چرا برای برنامه ات از موسیقی فیلم های هالیوودی آمریکای جهان خوار استفاده کردی؟ یعنی در این مملکت دو تا آهنگ ساز نیستن؟ شما که بودجه داری، پس مشکلت چیه؟ یعنی حتی نمی تونی از روی  فیلم های حماسی داخلی آهنگ بلند کنی که برنامه ات رو هیجانی کنی؟

در آخر هم بگم که تماشای بازی با کمک اینترنت دیزلی هم خیلی بد نیست. باشد که همین اینترنت دیزلی پایدار بماند. میلان هم برد درخشانی مقابل حریف جهان خوارش کسب کرد. از اون طرف تصمیم داور رو هم میشه به چیز دیگه ای تعبیر کرد که اینجا نمیشه گفت.

 


آخرین ویرایش: - -

 

بوریلو «بهترین مهاجم ایتالیایی» است

1395/07/28 23:53نویسنده : Agostino Di Bartolomei

ارسال شده در: بتبال ،
 

مدیربرنامه های مارکو بوریلو معتقد است که موکلش بهترین مهاجم ایتالیایی است.

در تابستان بوریلو که یار آزاد شده بود به کالیاری ملحق شد. او در 9 مسابقه رقابت های مختلف 8 گل به ثمر رساند و آندره آ د آمیکو معتقد است که به یار سابق میلان و رم بی توجهی می شود.

د آمیکو به توتومرکاتووب گفت: «مارکو یک قهرمان است.»

«درک بالا، توانایی فنی، مهارت تاکتیکی و قابلیت بازیخوانی دارد. در حال حاضر او بهترین مهاجم ایتالیایی است، در سن سیرو {پیروزی مقابل اینتر} او بازی را عوض کرد.»

«هر جایی رفته خوب کار کرده، در کالیاری فضای مناسبی را یافته، اما تفکر یک قهرمان را دارد. برای بازی و تیم زندگی می کند.»

آیا بوریلوی 34 ساله می تواند به تیم ملی ایتالیا بازگردد؟

«تلاش می کند تا آماده باشد. در جام جهانی ما به بهترین بازیکنان برای تیم ملی نیاز داریم و در حال حاضر چنین کسی مارکوست.»

«با وجود اینکه در 30 سالگی است، تنش 10 سال جوان تر است. حرفه ای جدی است.»



آخرین ویرایش: - -

 

یک خطا از ویدال

1395/07/8 10:51نویسنده : Agostino Di Bartolomei

ارسال شده در: بتبال ،
 

دیشب بازی اتلتیکو مادرید – بایرن مونیخ رو دیدم، فقط دیدم، نقشی در این مسابقه نداشتم.

مهمترین اتفاقی که چشمم رو گرفت خطایی بود از بازیکنی که فکر می کنم ارزش بسیار زیادی داره و در سالهای اخیر یکی از کامل ترین بازیکنان جهان بوده.

این بازیکن یعنی آرتورو ویدال خطایی در محوطه جریمه بایرن انجام داد که یک پنالتی رو نصیب اتلتیکو کرد. پنالتی خراب شد و چند لحظه بعد ویدال یک خطای دیگه هم پشت محوطه جریمه تیمش انجام داد و یک کارت زرد هم گرفت.

نکته اینه که ویدال قبل از دادن پنالتی شاهد این بود که بازیکنان اتلتیکو کمی در محوطه جریمه بایرن – یا میشه گفت اطرف محوطه جریمه بایرن – با توپ بازی کردن. دوست دارم کسی از ویدال بپرسه که در لحظه ای که خطای پنالتی رو انجام چه فکری میکرد؟ آیا از دیدن اینکه بازیکنان اتلتیکو هم میتونن با توپ بازی کنن و پاس بدن بی شده بود؟ آیا از نظر ویدال، بازیکنان تیمی مثل اتلتیکو حق زیاد کار کردن با توپ رو ندارن؟

احساس میکنم که این موضوع مهمی باشه. اینکه بازیکنان تیمی که فوتبالش بر پایه حفظ توپ و کار با توپ هست از دیدن چند پاس پشت سر هم از جانب حریفی مثل اتلتیکو – یا هر حریفی که بسته بازی میکنه – به شدت عصبانی میشن.

 


آخرین ویرایش: - -

 

پاسخ تلخ کاسانو...

1395/07/4 14:00نویسنده : Agostino Di Bartolomei

ارسال شده در: بتبال ،
 

با وجود اینکه آنتونیو کاسانو به عنوان بازیکنی بی انضباط شناخته می شود و بارها باعث ناراحتی بسیاری شده، اما آخرین اظهارنظر او حتی سرسخت ترین مخالفانش را نیز متاثر می کند.

آخرین بازی کاسانو برای سامپدوریا مقابل جنوا انجام شد، جایی که تیمش در دربی دلا لانترنا 3-0 مغلوب شد.

روزنامه قرن نوزدهم ادعا کرده که به تازگی یکی از هواداران سامپدوریا از کاسانو خواسته تا پیراهنش را به او دهد. پاسخ کاسانو این بوده: «پیراهنم؟ من که حتی شماره هم ندارم...»

کاسانو به خاطر اختلاف نظر با سران سامپدوریا از ترکیب خارج شده و این روزها سکونشینی را تجربه می کند.


آخرین ویرایش: - -

 

بالوتلی مغز ندارد!

1395/07/1 22:17نویسنده : Agostino Di Bartolomei

ارسال شده در: بتبال ،
 

سالواتوره بوکِتی مدافع اسپارتاک مسکو در مورد هم تیمی سابقش در تیم ملی جوانان ایتالیا ماریو بالوتِلی اظهارنظر عجیبی داشته است.

علاوه بر تیم ملی جوانان ایتالیا، بوکتی و بالوتلی از ژانویه تا ژوئن 2015 نیز در میلان هم تیمی بودند.

همان طور که وب سایت فوتبال ایتالیا نوشته، بوکتی به رسانه های روسی گفت: «بالوتلی بازیکن خوبی است، اما وقتی مغز نداشته باشید موفق شدن سخت می شود.»

«یکبار، بالو یک بشقاب پاستا را به صورت مارکو موتا کوبید، فقط به خاطر اینکه قبل از او آن را برداشته بود. و موارد مشابه فراوانی بودند.»

البته پس از ناکامی های فراوان، در این فصل سوپرماریو با پیوستن به نیس اوج گرفته و توانسته در دو بازی لیگ فرانسه چهار گل بزند و با تیمش صدرنشین شود.

 


آخرین ویرایش: - -

 

بالبو: آرژانتینی‌های یووه می‌توانند 60 گله شوند

1395/05/6 18:34نویسنده : Agostino Di Bartolomei

ارسال شده در: بتبال ،
 

آبل بالبو مهاجم سابق رم معتقد است که پائولو دیبالا و گونزالو ایگواین می توانند در فصل پیش رو 60 گل برای یوونتوس به ثمر برسانند.

تابستان گذشته یوونتوس بیش از 30 میلیون یورو برای جذب دیبالا به پالرمو پرداخت و باشگاه تورینی در این تابستان برای جذب گونزالو ایگواین 90 میلیون یورو به ناپلی پرداخت. یوونتوس حالا در خط حمله اش زوجی آرژانتینی دارد و در مصاحبه با گاتزتا دلو اسپرت، بالبو که برترین گلزن خارجی رم است به تمجید از هموطنانش پرداخت.

نظرتان در مورد پیوستن ایگواین به یوونتوس چیست؟

او مهاجمی استثنایی است که تیم را قوی تر از قبل می کند. حالا لیگ قهرمانان دیگر یک سراب نیست. نمی گویم که به راحتی تا فینال می روند یا حتما به آنجا می رسند، اما با داشتن او در تیم می توانند همسطح هر تیم دیگری باشند.

برای این زوج جدید چه صفتی می توان به کار برد؟

کامل. همه چیز دارد: سرعت، گل، هوش، تکنیک. شاید در بازی هوایی فوق العاده نباشند، اما ایگواین آن جنبه بازی اش را در سالهای اخیر خیلی بهتر کرده است.

بحث گل شد، به نظرتان چند گل می زنند؟

اگر هیچ کدام مصدوم نشوند، 40 گل قطعی است. اما اگر به همراه یکدیگر به 60 گل برسند برایم عجیب نخواهد بود.

کدام یک از دو بیشتر جلب توجه می کنند؟

«بستگی به هر دو دارد، انها هر دو پتانسیلش را دارند. ولی باید بگویم ایگواین، اما فقط به خاطر اینکه تجربه بین المللی دارد.

آیا رقابت برای اسکودتو از همین حالا تمام شده؟

یوونتوس آن را خسته کننده می کند. آنها راحت تر قهرمان می شوند. فاصله ای که آنها در سالهای اخیر ایجاد کردند به زودی طوری می شود که قابل مقایسه با چیز دیگری نخواهد بود.

آیا ایگواین و دیبالا کامل کننده بازی یکدیگر هستند؟

آنها از خصوصیات بی عیب و نقص برای بازی در کنار یکدیگر برخوردارند، و مخصوصا، از انجام حرکات مشابه لذت می برند. دیدن آنها در کنار یکدیگر دلچسب است چون، در حال حاضر، بیشتر تیم های حاضر در سری آ می توانند فقط یک مهاجم بزرگ داشته باشند، قطعا نه دو تا.

آیا بازی دادن آنها کنار یکدیگر خطری نیز دارد؟

به هیچ وجه. این بچه ها بازیکنانی بزرگ هستند و بسیار باهوشند. آنها می دانند که چه چیزی به نفع دیگری است و همین طور به نفع خودشان.

از نظر تاکتیکی، آیا بازی کردن آنها کنار هم فضای کافی باقی می گذارد تا مهاجم سوم یا یک بازیساز نیز بازی کند؟

نه، 3-5-2 برای ایگواین و دیبالا بی عیب و نقص خواهد بود. یوونتوس فقط باید امیدوار باشد که بازیکنان ناراضی نشوند. زازا و مانژوکیچ نیز بازیکنانی فوق العاده هستند. در نگاه اول به نظر می رسد که همه چیز به گونزالو و پائولو بستگی دارد، اما اگر یوونتوس می خواهد لیگ قهرمانان را ببرد باید از سیستم چرخشی استفاده کند.


آخرین ویرایش: 1395/05/6 18:35

 

ویالی: خارجی‌ها لیگ برتر را متحول کردند

1395/05/3 16:54نویسنده : Agostino Di Bartolomei

ارسال شده در: بتبال ،
 

20 سال پیش بود که قانون بوسمن جهان فوتبال را متحول کرد. با استفاده از همین قانون بود که جیانلوکا ویالی که با یوونتوس به قهرمانی لیگ قهرمانان رسیده بود به عنوان یار آزاد به چلسی پیوست.

ویالی تا روزی که به چلسی پیوست مدیربرنامه نداشت. ستاره سابق سامپدوریا و یوونتوس پاسکوآلین و د آمیکو را استخدام کرد و با باشگاه انگلیسی قرارداد بست.

سالها از آن دوران گذشته و حالا ویالی به عنوان کارشناس فوتبال در شبکه اسکای ایتالیا فعالیت می کند.

در مصاحبه با کالچومرکاتو، وب سایتی که 20 سال پیش درست پس از ایجاد قانون بوسمن تاسیس شد، ویالی در مورد مسائل مختلف صحبت کرده است.

می توانیم بگوییم که قانون بوسمن به موقع برای شما از راه رسید؟

«قطعا. آن قانون به من اجازه داد تا هر جایی که دلم می خواهد بازی کنم. در واقع، آزاد بودم که در مورد آینده ام تصمیم بگیرم.»

چه زمانی تصمیم گرفتید ایتالیا را ترک کنید؟

«حتی بدون قانون بوسمن نیز یوونتوس را ترک می کردم. چلسی با من تماس گرفت و آنها برنامه هایی شگفت انگیز داشتند، اما دوران آبراموویچ هنوز شروع نشده بود. باشگاه به فکر قهرمانی لیگ برتر بود. گولیت در آن زمان مربی بود. او مرا می شناخت و زندگی در لندن برایم جذاب بود. نمی توانستم نه بگویم.»

چه زمانی این موضوع را به اطلاع یوونتوس رساندید؟

«یوونتوس به من گفت که نمی خواهد قراردادم را تمدید کند. قبل از بازی با رئال مادرید در یک چهارم نهایی لیگ قهرمانان چنین اتفاقی افتاد. صادقانه می گویم که از این تصمیم آنها راضی نبودم. بعد، درک کردم که ترک تورین بهترین انتخاب برای آینده من است.»

قبل از فینال لیگ قهرمانان قراردادتان با چلسی را امضا کردید؟

«توافقی شفاهی داشتیم، کتبی نبود. باید به مسائل دیگری فکر می کردم. پس از پیروزی در فینال قرارداد را امضا کردم.»

چطور 31 ساله بودید و مدیربرنامه نداشتید؟ اینکه امروز نمونه مشابهی پیدا شود غیرممکن است.

«وقتی برای سامپدوریا بازی می کردم تمام کارها را با {رئیس} مانتووانی انجام می دادم. ما دور میز مذاکره می نشستیم و همان برای به توافق رسیدن کافی بود. وقتی در یووه بودم نیز همین طور بود، اما وقتی چلسی با من تماس گرفت دو مدیربرنامه استخدام کردم چون باید فکرم را روی مسائل دیگری قرار می دادم. می خواستم حواسم پرت نشود، فینال لیگ قهرمانان نزدیک بود.»

در چلسی چطور جا افتادید؟

«شوکه شده بودم. قابل مقایسه با ایتالیا نبود. حتی وقتی معاینه های پزشکی را پشت سر گذاشتم. امکانات نبود، حرفه ای نبودند. در هفته دو روز تعطیل بودیم و هیچ وقت در روز دو جلسه تمرین نداشتیم. فوتبال ایتالیا در آن زمان در دنیای دیگری بود. باید هماهنگ می شدم و همین کار را هم انجام دادم.»

در 1998 شما بازیکن-مربی شدید...

«به عنوان مربی، سعی کردم سطح باشگاه را بالا ببرم. سعی کردم نظم تیم را به سطح اروپا برسانم. پیشرفت فوتبال انگلستان در همان سالها آغاز شد. لیگ برتر به لطف تجربه و دانش مربیان خارجی عوض شد.»

و امروز بهترین لیگ جهان را دارند...

«من نمی گویم بهترین. لیگ برتر قطعا سرگرم کننده ترین، جذاب ترین و معتبرترین است. رمز موفقیت شان جو آن است. ضمنا محصولش راحت تر فروش می رود. سریع تر است و کمتر تاکتیکی می شود، رفتار بازیکنان در میدان مناسب است. خیلی خوب دفاع نمی کنند، گلهای زیادی می زنند، مردم همین را دوست دارند چون سرگرم کننده است.»

از نظر نظم هم بهتر شدند.

«امروز باشگاه های لیگ برتر در سطح دیگر تیم های بزرگ اروپا هستند.»

با چلسی پنج جام بردید، چرا دوران مربیگری تان را تمام کردید؟

«تجربه ی بدی در واتفورد داشتم و درک کردم کارهایی هستند که سرگرم کننده تر هستند و استرس کمتری هم نسبت به مربیگری دارند. به دلایل زیادی تمامش کردم. به طور مثال، جزئی از خانواده اسکای ایتالیا هستم و واقعا به آن افتخار می کنم. ازدواج کردم. قبل از آن با فوتبال ازدواج کرده بودم. از کاری که حالا انجام می دهم راضی هستم.»

 


آخرین ویرایش: 1395/05/3 16:58

 

امانوئله جاکرینی، جِیمی واردیِ ایتالیایی

1395/04/6 22:29نویسنده : Agostino Di Bartolomei

ارسال شده در: بتبال ،
 

درست مثل تماشای بازی برزیل بود. نه این برزیل فعلی، برزیل قدیمی، همان برزیل افسانه ای. همان تیمی که پر از تکنیک و دوست داشتنی بود. «جاکرینیو!»، فابیو کارسا گزارشگر اسکای ایتالیا فریاد زنان این کلمه را گفت، در همان لحظه ای که امانوئله جاکرینی توپ را به زیبایی کنترل کرد و از کنار دست تیبو کورتوآ آن را وارد دروازه بلژیک کرد.

حرکتی کنایه آمیز بود. تاییدی بود بر حرفی که آنتونیو کُنته سرمربی تیم ملی ایتالیا در زمان حضورش در یوونتوس در مورد جاکرینی زده بود. کُنته خاطرنشان کرد که بازیکنان ایتالیایی از جمله جاکرینی آن طور که حقشان است مورد تمجید قرار نمی گیرند: «شاید اگر اسمش جاکرینیو بود همگی شما بیشتر در موردش حرف می زدید». در عوض، بیشتر مواقع در مورد جاکرینی جوک می ساختند. حریفان، هواداران، خبرنگاران همگی او را دست می انداختند. می دانید که جاکرینی هیکل درشتی ندارد، قدش 163 سانتی متر است، در حد تام کروز بدون کفش.

حتی پس از گلش در لیون، گاتزتا دلو اسپرت نتوانست جلوی خودش را بگیرد و به او به عنوان مجسمه بابانوئل در باغچه اشاره کرد. ولی جثه همه چیز نیست، همان طور که لیونل مسی و بسیاری دیگر از فوتبالیست ها ثابت کردند. همین ماه گذشته بود که جاکرینی به کوریره دلا سرا گفت: «فوتبال است، بسکتبال که نیست».

با وجود اینکه شاید درست باشد هنوز بسیاری از مردم نگاه مثبتی نسبت به او ندارند. در اصل، بیایید دقیقا بگوییم که چیست: افاده فروشی. وقتی کُنته ترکیبش برای جام ملت ها را اعلام کرد، جاکرینی یکی از اسامی بود که بیش از بقیه مورد حمله قرار گرفت. چطور شد که او جلوتر از جیاکومو بوناونتورای میلان در ترکیب قرار گرفت؟ کنته متهم شد، حتی متهم به رفیق بازی. همه می دانند که او چقدر به جاکرینی لطف دارد.

وقتی یوونتوس جاکرینی را به ساندرلند فروخت واکنش کُنته طوری بود که انگار باشگاه پوگبا، پیرلو یا ویدال را فروخته است. کاملا ویران شده به نظر می رسید. خبرنگاران در نشست مطبوعاتی به یکدیگر نگاه می کردند و به فکر این بودند که او چرا این قدر عصبی است. دوباره، آنها جاکرینی را دستکم گرفتند، و عجیب نبود که پس از فصلی بسیار خوب با بولونیا همچنان در مورد او بدبینی وجود داشته باشد.

پس از بازی با بلژیک هم واکنش ها به طور کلی این بود: واقعا چنین اتفاقی رخ داده؟ بحث زیادی راه افتاد بر سر اینکه چهار بازیکن در ترکیب ثابت انتخابی کنته عضو سابق چزنا بودند، چزنایی که پیش از جام ملت های اروپا 2012 به سری ب سقوط کرد، جاکرینی، آنتونیو کاندروا، مارکو پارولو و ادر. چیزی که زمانی عامل افسردگی و بدبینی در مورد کار ایتالیا در فرانسه بود حالا تبدیل شده به عاملی برای سرافرازی، همان چیزی که جاکرینی باید باشد. برخلاف این حرف که می گویند او پاچه خوار معلم است، هیچکس نبوده که به او لطف کند.

جاکرینی اهل تالاست، شهری کوچک در توسکانی که جمعیتش کمی بیش از 1000 نفر است، به قول خودش «انگار که مال زمان عیسی مسیح است». جاکرینی در کودکی لب رودخانه می رفت و سنگ پرانی می کرد. همسایه هایشان کشاورزانی بودند که روی زمین کار می کردند و کارگرانی که آجر می پختند. زندگی ای ساده در جریان بود به دور از شهرهای بزرگی مثل رم، ناپل، میلان و تورین. «وقتی بازنشسته شوم، به همراه همسرم و فرزندانم به آنجا برمی گردم.»

شاید اگر به خاطر کمی شانس و تلاش فراوان خودش نبود هنوز آنجا زندگی می کرد چون تمام استعدادیاب هایی که بازی جاکرینی را دیدند یک نظر داشتند. او با استعداد بود ولی بیش از حد کوچک بود و به خاطر جثه اش او را رد می کردند. در 16 سالگی مجبور شد در شرکتی مشغول به کار شود. جاکرینی در شرکت مابو مشغول ام دی اف سازی شده بود چون آنها اسپانسر بیبیئنا بودند، تیمی که او از 10 سالگی در آن بازی می کرد. «خیلی سریع درک کردم که آن کاری نیست که می خواستم انجامش دهم. ولی اگر در فوتبال بد بودم همان کارم بود.»

روبرتو فالسینی، مالک شرکت مابو، به او اعتقاد داشت. او طرفدار پر و پا قرص فوتبال است. «پس از یک سال با ما، امانوئله سه برابر هم تیمی هایش گل زده بود. درست است که کوچک بود، ولی بهترین بود». خیلی زود اسمش مطرح شد تا جایی که چزنای دسته سومی قراردادی پیشنهاد کرد. همان فرصتی که منتظرش بود سرانجام از راه رسید. البته چزنا سه سال او را به باشگاه های مختلف قرض داد، به باشگاه هایی که در سطح پایین تر هرم فوتبال قرار داشتند. او خیلی جابه جا شد. دقیق بگوییم 250 هزار کیلومتر، با آن فیستایی که از پدرش به او رسیده بود.

قابل درک است که لحظاتی بودند که جاکرینی به فکر این افتاد که کاملا دست از کار بکشد. فالسینی گفت: «یک روز مدیر ورزشی ما زنگ زد و گفت: ببین، امانوئله به فکر این است که جدا شود و برگردد و برای بیبیئنا بازی کند. بعد روبرتو از من پرسید که آیا می شود شغل سابق امانوئله را به او دهم تا دوباره بتواند در کارخانه کار کند. باورم نمی شد.»

خود جاکرینی هم گفت: «تقریبا تسلیم شده بودم. راه نجاتی نمی دیدم.» ولی مدیربرنامه هایش نظر او را عوض کرد. جاکرینی فرصت پیدا کرد که در تمرینات پیش فصل تیم حاضر شود و در دیداری دوستانه به میدان برود، همان مسابقه ای که به قول خودش «زندگی اش را عوض کرد». جاکرینی خوب کار کرد، سرمربی پیر پائولو بیزولی به او اعتماد کرد و پاداشش را هم گرفت. آنها پشت سر هم صعود کردند تا به سری آ رسیدند. پس از یک سال بازی در سری آ جاکرینی به یوونتوس پیوست، قهرمان شد و به تیم ملی ایتالیا رسید و نماینده کشورش شد. موفقیت هایی که بدست آورد باعث شدند تا آن همه رنجی که کشیده بود جبران شود. خودش هم قدر این موفقیت ها را می داند چون رنج کشیده و به همین خاطر نیز هست که کنته این قدر برای او ارزش قائل است.

این داستان از فرش به عرش رسیدن است. در ایتالیا داستانش را با داستان مورنو توریچلی مقایسه می کنند، همان نجاری که در کارگاه مبل کار می کرد و او یوونتوس را فریفت. در یک بازی دوستانه پیش فصل در 1992 بود، بین یوونتوس و تیم آماتور کاراتزه. توریچلی این قدر خوب کار کرد که یوونتوس قراردادی به او داد. حالا اینکه برخی در مورد جاکرینی مثل «واردیِ ایتالیایی» حرف بزنند اجتناب ناپذیر است. کسی چه می داند، شاید اگر ایتالیا قهرمان جام ملت ها شود کسی پیدا شود و بخواهد فیلم او را هم بسازد.

*

جیمز هورنکسل


آخرین ویرایش: - -

 

تعداد کل صفحات ( 534 ) 1 2 3 4 5 6 7 ...