تبلیغات
دنیای دیوانه ی دیوانه - زرد اما سرخ

زرد اما سرخ

1396/05/11 20:27نویسنده : Agostino Di Bartolomei

ارسال شده در: 80 ،
 
سالروز صدرنشینی ترانه «بانوی سرخ پوش»

٣١ سال پیش در چنین روزی کریس دی برگ، خواننده کهنه کار ایرلندی تبار، موفق شد با انتشار ترانه مشهور «بانوی سرخ پوش» به صدر جدول ترانه های برتر بریتانیا صعود کند. این نخستین بار بود که این خواننده بعد از ٢٠ سال فعالیتش در عرصه موسیقی، موفق می شد در یک جدول معتبر موسیقی به رتبه نخست برسد. «بانوی سرخ پوش» سه هفته متوالی این عنوان را حفظ کرد. کریس دی برگ از سال ١٩٧٤ و با آلبوم «در دوردستی بیرون از دیوارهای این قلعه» کار حرفه ای مستقل خود را آغاز کرده بود؛ آلبومی که با وجود داشتن ترانه درخشانی مانند «برگشتن»، توجه چندانی را برنینگیخت. چنین شد که کریس دی برگ تمام قوایش را روی متن ترانه هایش متمرکز کرد و آلبوم بعدی خود «قطار اسپانیایی و داستان های دیگر» را ارائه کرد که این یکی توانست برایش شهرت و محبوبیتی به هم بزند. غیر از خود ترانه «قطار اسپانیایی»، ترانه هایی مانند «آسمان تنها» و «آدمی فضایی به سفر آمده» از بهترین های کارنامه این خواننده محسوب می شوند و در این آلبوم قرار دارند. اما «بانوی سرخ پوش» ترانه ای است از آلبوم موفق «به درون نور» که محصول همکاری دی برگ با کمپانی ای اندام بود. سه ترانه موفق دیگر هم در این آلبوم قرار دارد که وقتی امروز آنها را مرور می کنید، هر سه از «بانوی سرخ پوش» خیلی بهتر هستند: «شب قبل»، «تردید کشنده» و «یک واژه». اما بخت با ترانه آرام رمانتیک دی برگ یار بود و آن را به صدر رساند. این ترانه را کریس برای همسرش «دایان» سرود و گرچه در متن آن اشاره مستقیمی به او نداشت، اما همواره تایید کرد که تحت تاثیر شخصیت وی این قطعه را ساخته است. او گفت نیروی محرکه این قطعه یک خاطره از لباسی بود که در نخستین دیدارشان دایان بر تن داشت و اعتراف کرد این اتفاق مهمی است، چون مردان غالبا از یاد می برند که همسران آتی شان در نخستین دیدار چه لباسی بر تن داشته اند. اما این ترانه موفق بسیار ساده، خطی و سرراست بود. ملودی و متن آن بدون پیچیدگی خاصی راه خود را می رفت و بی آنکه اوج و فرود عجیب وغریبی داشته باشد، به پایان می رسید. برایش یک ویدئو هم ساختند که اصلا تماشایی و خوب نبود. راستش شخصا اگر بخواهم گلچینی از کارهای کریس دی برگ برای خودم داشته باشم، حتما «بانوی سرخ پوش» را کنار می گذارم. وقتی او ترانه های درخشانی مانند «مرد پشت خط»، «آخرین باری که گریستم»، «بر اوج احساس» و «به پشت سر نگاه نکن» دارد، اصلا چه جایی باقی می ماند برای چنین قطعه سانتی مانتالی؟ اما خب، این عقیده من احتمالا به اندازه نصف جمعیت دنیا مخالف دارد. موفقیت این ترانه در دنیا عجیب و کم نظیر بود و تبدیل شد به پرفروش ترین تک آهنگ کارنامه کریس دی برگ. آمریکایی ها آن را زیاد تحویل نگرفتند و بیش از رتبه سوم را به آن ندادند. اما بریتانیا، کانادا، بلژیک، هلند و نروژ و از پی آنها سایر ممالک اروپایی آن را بر صدر نشاندند و ستایشش کردند. اما صبر کنید. در سال ٢٠٠٠ و در یک نظرسنجی نیمه رسمی، آن را در رتبه سوم بدترین آهنگ های دهه ٨٠ قرار دادند! حقیقتش این است که به قول نیل نورمن، منتقد موسیقی روزنامه ایندیپندنت، این آهنگ روی احساسات عامه مردم تاثیر می گذارد و اشکشان را جاری می کند. در نسخه سینگل این ترانه که به شکل کاست عرضه شده بود، در ساید بی نوار، ترانه درخشان «خلسه پرواز» قرار داشت که معرکه بود. راستش کلا ماجرای این ترانه و موفقیتش عجیب است. کریس دی برگ به خاطر شعور شاعرانه بالایش همیشه ستوده می شد و می شود. یعنی در کل کم هستند قطعاتی که او در آنها از منظر آهنگ سازی کار خیلی ویژه ای کرده باشد. درعوض در شعرهای روایی، شعرهایی با مضامین سیاسی و اجتماعی و کارهای پیچیده زبانی بسیار مهارت دارد. سطرهای درخشانی در میان ترانه هایش می توان یافت که به شعر بهترین شعرای بریتانیا پهلو می زند: مثلا بخش آغازین ترانه «انقلاب»: «برخیزید ای پسرها که نوری افتاده در پنجره/ می توانم بشنوم که بر در می‎ کوبند/ صداهایی می آید از خیابان ها/ و آوای گام هایی که در حال دویدن هستند/ و نجوا می کنند این واژه را: انقلاب». در قیاس با این ترانه و بسیاری دیگر از نمونه های موجود در کار کریس دی برگ متن «بانوی سرخ پوش» بسیار پیش پا افتاده و با اجازه تان زرد است: «هرگز تو را به اندازه امشب دوست داشتنی ندیده بودم». تفاوت از کجا تا کجا؟ به هر حال کریس دی برگ با این ترانه جهانی شد و از یک خواننده صرفا شناخته شده در ایرلند و بریتانیا فراتر رفت. بعدها به طور مستمر یک سال در میان آلبوم منتشر کرد و البته هرچه به این روزگار نزدیک تر شد کارش بیشتر افت کرد. آخرین آلبوم خیلی خوبش را اگر خواستید، باید بروید به اوایل دهه ٩٠ و آلبوم «رنگ های در پرواز» را بشنوید که قطعات بسیار خوبی مثل «برادر جان»، «دل تاریکی» و «بدرخش» در آن هست. به هر حال، اما چون قرار ما این است که اینجا اولویت را به نوستالژی دهیم، باید اعتراف کرد در میان کارهای کریس دی برگ هیچ کدام به اندازه «بانوی سرخ پوش» نوستالژیک نیست و همین شاید برای حقانیت جایگاه آن کافی باشد. شاید جز در ایرلند، او در هیچ کشور دیگری به اندازه ایران هوادار نداشت. در اوایل دهه ٧٠ برای خودش بتی بود و در دبیرستان دعواها می شد بین هواداران او و کسانی که اهل موسیقی راک بودند. البته وقتی به ایران آمد دیگر از آن ارج و قرب گذشته اثر چندانی برجا نمانده بود.
    
 دانلود این ترانه
**

 روزنامه شرق

آخرین ویرایش: 1396/05/11 20:30

 
1396/05/16 05:11
It's really a great and helpful piece of info. I am glad that you just shared this helpful info with us.

Please stay us up to date like this. Thank you for sharing.
1396/05/14 02:07
Very great post. I simply stumbled upon your weblog and wished to mention that I have truly loved browsing your blog posts.

In any case I will be subscribing to your feed and I'm hoping you write again soon!
1396/05/13 15:02
Peculiar article, totally what I wanted to find.
1396/05/12 08:56
عزیزم تا حالا یه لیست جالب از متنوع ترین وبلاگ ها رو داشتی؟ می خوای ببینی؟ کافیه بهم سر بزنی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر